یادگیری یک زبان جدید فقط به معنی حفظ کردن لغات و قواعد گرامری نیست؛ مغز هنگام یادگیری زبان دائماً در حال پردازش اطلاعات، انتخاب کلمات، تشخیص صداها و جابهجایی بین ساختارهای زبانی است.
پژوهشها نشان دادهاند که استفاده مداوم از زبان دوم میتواند با عملکردهایی مانند توجه، کنترل شناختی و حافظه کاری ارتباط داشته باشد. با این حال، نباید این موضوع را به شکل سادهسازیشدهای مثل «زبان دوم باعث باهوشتر شدن قطعی میشود» بیان کرد؛ نتایج پژوهشها درباره میزان و گستره این اثرات یکسان نیستند.
از طرف دیگر، یادگیری زبان میتواند یک فعالیت شناختی پیچیده و مستمر باشد؛ به همین دلیل، علاوه بر مهارت زبانی، فرد دائماً در حال تمرین توجه و پردازش اطلاعات است.
پس زبان جدید فقط یک مهارت ارتباطی نیست؛ یک تمرین ذهنی مداوم هم محسوب میشود.



